نمایش تبلیغ
 
ساخت وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگها
 

onLoad and onUnload Example

دل من بجز حسين خو نکرده با کسی******الهی بی عشق او نکشم من نفسی
دل هر کس حسنی می گردد**************رنگ سبز چمنی می گردد هيئت محبان المجتبی عليه السلام-نازی آباد

 

 

هيئت محبان المجتبی عليه السلام-نازی آباد   

  **********************بنويسيد بر کفنم...................................... که من غلام حسنم(ع)**********************شادی روح شهيد عليرضا شهبازی پرچمدار هيئت محبان المجتبی صلوات

  تماس با ما

  آرشيو

  ابزار و امکانات

 

لوگوي وبلاگ ما


:حضور و غياب

سيب خوشبو


  هيئتی ها

LOGO

لينك اول

لينك دوم

لينك سوم

  صاحبخونه

 

 

 

 

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

 

 

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  دلتگی

 

شب تهایی من نور تو را می خواهد

قبر تاریک گل فاطمه را می خواهد

من غریب و تو غریب؛به غریبیت قسم

خانه قربتم ای دوست رضا «ع» می خواهد

وقت مردن زعمل دست همه کوتاه است

محتزر:از کرم یار عطا می خواهد

سنگ سلمانی ما را مکن ای دوست طلا

که دل تنگ من ایوان طلا می خواهد

برزخم بی گل روی تو چو دوزخ گردد

با تو این خانه بهشت است ؛که را می خواهد

ای قدمگاه تو چشمان همه اهل نظر

این قدمگاه؛قدمهای تو را می خواهد

تو که سلطانی واز سلطنتت کم نشود

گوشه چشمی از این شاه؛گدا می خواهد

دل من بهر حریمت بخدا تنگ شده

امشب از دست رضا«ع» کربلا می خواهد

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  حضرت ابا عبدالحسين (عليه السلام)

 

'=""'ولادت
سـوّمـيـن پـيـشـواى شـيـعـه در سـوّم شـعـبـان سـال چهارم هجرى به دنياآمد..(1)
پـيـامـبر بزرگ اسلام از تولد او بسيار شادمان گشت و در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقـامـه گـفـت و سـايـر آداب وسـنـن اسـلامـى را دربـاره ايـن مـولود مـبـارك ، معمول داشت ..(2)
 

كنيه و القاب
كـنـيه امام حسين (ع )، اَباعبداللّه است و القابش عبارت است از: رشيد، وفىّ ، طيّب ، سيّد، زكىّ، مـبـارك ، التـابع لمرضاة اللّه ، الدليل على ذات اللّه ، سبط و مشهورترين آنها(سيّدالشّهداء) است ..(3)
 
دوران كودكى
امـام حسين (ع ) در هفت سال نخست زندگى خود، علاوه بر برخوردارى از تعليم و تربيت پدر و مادر از نعمت وجود مربّى انسانيّت ، رسول گرامى اسلام نيز برخوردار بود.
مسعودى مى نويسد:
(رسـول خـدا(ص ) در دوران كـودكـى امام حسين (ع )، شخصاً متصدّى تغذيه ، تعليم و تاءديب او بود.).(4)
رسـول گـرامـى اسـلام (ص ) نـسبت به امام حسين و برادر بزرگش امام حسن (س ) علاقه وتوجّه خاصّى داشت وآنان را باتمام وجود دوست مى داشت . (يَعلَى بن مُرَّه )مى گويد:
(در خـدمـت پـيـامـبـر(ص ) بـه مـجـلس مـهـمـانـى مـى رفـتـيـم ؛ در مـيـان راه بـه حـسـيـن (ع ) كـه مشغول بازى بود برخورديم رسول گرامى (ص ) به محض ديدن حسين (ع ) جلو رفت و دستهاى خـود را گشود. كودك از اين سو به آن سو مى گريخت و پيغمبر(ص ) او را مى خندانيد تا آنكه او را گرفت ؛ دستى را زير چانه و دست ديگرش را پشت سر حسين (ع ) گذارد و او را بوسيد و فـرمـود: (حـسـيـن از من است و من از حسينم ؛ خداوند دوست بدارد كسى را كه حسين را دوست مى دارد؛ حسين سبطى از اسباط است .).(5)
(خـَيـْثـَمـَةِ بـْنِ سـُلَيـْمـان ) از (اَبـُوهـُرَيـْرَه ) نـقـل مـى كـنـد كـه رسول خدا(ص ) فرمود:
(خداوندا! من حسين را دوست مى دارم پس تو هم او و دوستانش را دوست بدار.).(6)
روزى رسـول اكـرم (ص )از كـنـار خـانـه فـاطمه (س )عبور مى كرد،صداى گريه حسين (ع ) را شنيد خطاب به دخترش فرمود:
(مگر نمى دانى گريه او مرا مى آزارد؟).(7)
بـدون شـك ايـن اظهار علاقه ها تنها يك اظهار علاقه پدربزرگ نسبت به نوه خود نيست ، بلكه ريشه آن بر علائق و مبانى عميق فكرى واعتقادى استوار است .
اين گونه تعبيرها ـ آنهم از كسى كه در دوران زندگى اش با گزافه گويى و سخنان دور از حـقـيـقت و مدح بى جا مبارزه مى كرد و گفتار و كردارش براى ديگران حجّت است ـ بيانگر و رمز پـيـونـد نـاگـسـسـتـنـىِ مـعـنـوى و يـگـانـگـى فـكـرى مـيـان رسول خدا(ص ) وامام حسين (ع ) مى باشد.
 
پي نوشت ها:
1 - اعـيـان الشـيـعه ، ج 4، ص 47؛ اعلام الورى (چاپ بيروت )، ص 212؛ بحارالانوار، ج 44، ص 200؛ ارشاد شيخ مفيد،ص 181؛ تذكرة الخواص ، ص 210.
2 - ارشـاد شـيـخ مـفـيـد، ص 198؛ اعـلام الورى ، ص 212؛ مقتل خوارزمى ، ج 1، ص 144.
3 - حياة الامام الحسين 7، ج 1، ص 38.
4 - اثبات الوصيّه ، نشر رضى ، قم ، ص 140.
5 - حـُسـَيـْنٌ مـِنـّى وَ اَنـَا مِنْ حُسَيْنٍ، اَحَبَّ اللّهُ مَنْ اَحَبَّ حُسَيْناً، حُسَيْنٌ سِبْط مِنَ الاَْسْباطِ (سنن ابن ماجه ، ج 1، ص 51؛حديث 144 و مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 1، ص 146.)
6 - نور الابصار، ص 139.
7 - همان .

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  میلاد با سعادت حضرت امام حسین (ع) گرامیباد

 

اى حسين! اى ماندگارترين حادثه روزگار! حاشا كه ياد بزرگى تو از صفحه ذهن زمان پاك شود. تو آمده‏اى كه بمانى تا عشق بماند و ايمان و انسان به بشكوهى نامت پناه برد آن گاه كه پناهى نيست.... اى طراوت شگفت! بوته‏هاى «غيرت» ما را به باران قيام خويش بارور كن و سروهاى عزت و آزادگى را در جنگل جانمان برويان.اى هم نفس فرشتگان! نام‏هاى فراموشى ما را از پشت پرچين ملكوت به شورشى شگفت بر هر چه سكوت فراخوان و بر ما مپسند كه پرچم سرخ كربلايت را از دوش‏هاى عاشورايى خويش فرو نهيم.دلت بر مدار تيغ و عشق مى‏گرديد و اگر طلوع آتشين‏ات نبود، دهان دريده ستم، هر چه پاكى را به كام در مى‏كشيد و «شرف» همچنان يتيم مى‏ماند.اى امام قيام! اى اسطوره عشق و ايثار! اى كرامت بارور!... تو آمدى تا ماناترين غزل ديوان روزگار را با خامه خون هفتاد و دو ستاره شعله ور رقم زنى.... تو آمدى تا انسان حيران در كوره راه حيات، به سر انگشت اشاره‏ات اعتماد كند. پس با ما بمان كه در جنگل گرگ آلود جهان، سخت محتاج همراهى توايم

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  عاقل کيست؟

 

...انسان عاقل بايد در فکر خودش باشد و به حال بيچارگی خودش رحم کند و با خود خطاب کند: ای نفس شقی که سالهای دراز در پی شهوات عمر خود را صرف کردی و چيزی جز حسرت نصيبت نشد ، خوب است قدری به حال خود رحم کنی ؛ از مالک الملک حيا کنی و قدری در راه مقصود اصلی قدم زنی که آن موجب حيات هميشگی و سعادت دائمی است و سعادت هميشگی را مفروش به شهوات چند روزه ی فانی، که آن هم بدست نمی آيد حتی با زحمت های طاقت فرسا.قدری فکر کن در حال اهل دنيا از سابقين تا اين زمان که می بينی.ملاحظه کن زحمت های آنها و رنج های آنها در مقابل راحتی آنها چقدر زيادتر و بالاتر است در صورتی که برای هر کس هم راحتی و خوشی پيدا نمی شود .آن انسانی که در صورت انسان و از جنود شيطان است و از طرف او مبعوث است و تو را دعوت به شهوات می کند و می گويد زندگانی مادی را بايد تامين کرد ، قدری در حال خود او تامل کن ؛ و قدری او را استنطاق کن ببين آيا خودش از وضعيت راضی است؟يا آنکه خودش مبتلا است و می خواهد بيچاره ی ديگری را هم مبتلا کند؟ ...

                                              بر گرفته از کتاب شرح چهل حديث حضرت امام(ره)

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  کلام خدا

 

 

کلام خدا

آياتی از سوره لقمان :

 

* و از مردمان کسی هست که خریدار سخنان بیهوده است تا بی هیچ علمی ( مردم را) از راه خدا گمراه کند و آن را به ریشخند گیرد .

 

* و انسان را در حق پدر و مادرش سفارش کردیم ، که مادرش او را با ضعف روزافزون آبستن بوده است و از شیر گرفتن او دو سال به طول انجامیده ، پس برای من و پدر و مادرت سپاس بگذار .

 

 

* اگر ( عملی) همسنگ دانه خردلی باشد و آنگاه در دل تخته سنگی ، یا در آسمانها و یا در زمین نهفته باشد ، خداوند آن را به میان می آورد .

 

* و رویت را از مردم بر مگردان و در زمین خرامان راه نرو ، چرا که خداوند هیچ متکبر فخر فروشی را دوست ندارد .

 

* و هرکس روی دلش را به سوی خداوند نهد و نیکوکار باشد ، به راستی که دست در دستاویزی استوار زده است و سرانجام هر کاری با خداوند است .

 

* و اگر آنچه درخت در زمین هست قلم شود ، و دریا ( چون مرکب باشد) و سپس هفت دریا به آن اضافه شود ، کلمات الهی به پایان نمی رسد .

 

* هیچ کس نمی داند که فردا چه به دست می آورد و هیچ کس نمی داند که در کدامین سرزمین می میرد .

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  ماه شعبان

 

 

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  ؤيارت امام رضا

 

جای شما خالی راهی مشهد هستيم

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  شهبازی

 

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  شهيد تفحص عليرضا شهبازی

 

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

 

 

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  حاجی يعنی آخر همت

 
((بسم الله الرحمن الرحيم))


سلام! چند تا از حرف هاي دل شهيد همت را هميشه جلوي چشمامون داشته باشيم بد نيست:



انسان يک تذکر در هر 4 ساعت به خودش بدهد،بد نيست بهترين موقع بعد از پايان نماز،وقتي سر به سجده مي گذاريد،مروري بر اعمال از صبح تا شب خود بيندازد،آيا کارمان براي رضاي خدا بود.

ميخواهم مثل مولايم بي سر وارد بهشت شوم.


از طرف من به جوانان بگوييد چشم شهيدان و تبلور خونشان به شما دو خته است بپا خيزيد و اسلام خود را دريابيد.

ياد خدا را فراموش نکنيد و مرتب بسم الله بگوييد و با ياد خدا ،ذکر خدا خيلي از مطالب حل مي شود

با خداي خود پيمان بستم تا آخرين قطرة خونم، در راه حفظ و حراست اين انقلاب الهي يك آن آرام و قرار نگيرم. شب و روز بدون وقفه در راه اعتلاي كلمه‌الله و بسط فرهنگ اسلامي تلاش نمايم، به همين سبب سلاح به شانه گرفتم و رو به جبهه‌هاي خونين نمودم

من خاك پاي بسيجي‌ها هم نمي‌شوم. اي كاش من يك بسيجي بودم و در سنگر نبرد از آنان جدا نمي‌شدم.

ما هرچه داريم از شهيدان گرانقدرمان داريم و انقلاب خونبارمان نيز مرهون خون اين عزيزان است.

شهادت در قاموس اسلام كاري‌ترين ضربات را بر پيكر ظلم، جور، شركت و الحاد مي‌زند و خواهد زد.

اسلام دين مبارزه و جهاد است و در اين راه احتياج به ايمان، ايثار، صبر و استقامت است.

با خداي خود پيمان بستم تا آخرين قطرة خونم، در راه حفظ و حراست اين انقلاب الهي يك آن آرام و قرار نگيرم. شب و روز بدون وقفه در راه اعتلاي كلمه‌الله و بسط فرهنگ اسلامي تلاش نمايم، به همين سبب سلاح به شانه گرفتم و رو به جبهه‌هاي خونين نمودم.

به خداي يكتا پناه مي برم, از آن عزيز مقتدر مدد و استعانت مي جويم, تا باري را كه به شانه گرفته ام با سربلندي و سرافرازي به مقصد برسانم .تنها به ياد خدا باشيد, به او پناه ببريد و توكل به خدا داشته باشيد.

ملت ما ملت معجزه گر قرآن است و من سفارشم به ملت تداوم بخشيدن به راه شهيدان و استعانت از درگاه خداوند است تا اين انقلاب را به انقلاب حضرت مهدي (عج) وصل نمايد و در اين تلاش پي گير مسلما" نصر خدا شامل حال مومنين است.

شهادت ,زيباترين , بالنده ترين و نغزترين كلام در تاريخ بشريت است. شهادت بهترين و روشن ترين معني حقيقي توحيد است و تاريخ تشيع خونين ترين و گوياترين تابلو نمايانگر شكوه و عظمت شهيد است.

كدام سپاهي در خارج دوره ديده است, هر چه دوره بود در همين جبهه هاي جنگ بود. در همين گرد و خاك, كوه و دشت و گرماي سوزان و سرما بود. هر چه آموخت با خون بود . هر چه تجربه بود با خون بود.

پدر و مادر! من زندگي را دوست دارم, ولي نه آنقدر كه آلوده اش شوم و خويش را گم و فراموش كنم. علي وار زيستن و علي وار شهيد شدن, حسين وار زيستن و حسين وار شهيد شدن را دوست مي دارم.

((التماس دعا))

بسيجی خامنه ای

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  سلسله مباحث در مورد توبه

 
توبه
بسيارى از علماى اخلاق نخستين گام براى تهذيب اخلاق و سير الى الله را «توبه‏» شمرده‏اند، توبه‏اى كه صفحه قلب را از آلودگيها پاك كند و تيرگيها را مبدل به روشنايى سازد و پشت انسان را از بار سنگين گناه سبك كند، تا براحتى بتواند طريق به سوى خدا را بپيمايد.

«توبه از گناه و بازگشت‏به سوى ستار العيوب و علام الغيوب آغاز راه سالكين و سرمايه پيروزمندان و نخستين گام مريدان و كليد علاقه‏مندان و مطلع برگزيدگان و برگزيده مقربان است‏»!

در واقع توبه اساس دين را تشكيل مى‏دهد، چرا كه دين و مذهب انسان را به جدا شدن از بديها و بازگشت‏به خيرات دعوت مى‏كند; و با توجه به اين حقيقت،لازم است توبه در صدر مباحث مربوط به اعمال و صفات نجاتبخش قرار گيرد.»

به تعبير ديگر، بسيار مى‏شود كه از انسان لغزشهايى سر مى‏زند،اگر درهاى بازگشت‏به روى او بسته شود بكلى مايوس مى‏گردد و براى هميشه از پيمودن اين راه باز مى‏ماند; به همين دليل، در مكتب تربيتى اسلام، «توبه‏» به عنوان يك اصل مهم مطرح است و از تمام آلودگان به گناه دعوت مى‏كند كه براى اصلاح خويش و جبران گذشته از اين باب رحمت الهى وارد شوند.

اين حقيقت در سخنان امام على بن الحسين عليهما السلام در مناجات تابئين با زيباترين صورتى بيان شده، « الهى انت الذى فتحت لعبدك بابا الى عفوك سميته التوبة فقلت توبوا الى الله توبة نصوحا، فما عذر من اغفل دخول الباب بعد فتحه; معبود من! تو كسى هستى كه به روى بندگانت درى به سوى عفوت گشوده‏اى و نامش را توبه نهاده‏اى، و فرموده‏اى باز گرديد به سوى خدا و توبه كنيد، توبه خالص! حال كه اين در رحمت‏باز است، عذر كسانى كه از آن غافل شوند چيست‏»؟

جالب اين كه خداوند علاقه فوق‏العاده‏اى به توبه بندگان دارد، چرا كه آغاز تمام خوشبختيهاى انسان است. در حديثى از امام‏باقر عليه السلام مى‏خوانيم: «ان الله تعالى اشد فرحا بتوبة عبده من رجل اضل راحلته و زاده فى‏ليلة ظلماء فوجدها; خداوند از توبه بنده‏اش بسيار شاد مى‏شود، بيش از كسى كه مركب و توشه خود را در بيابان (خطرناكى) در يك شب تاريك گم كرده و سپس آن را بيابد.»

اين تعبير كه با كنايات و لطف خاصى آميخته است، نشان مى‏دهد كه در واقع توبه، هم مركب است و هم توشه راه، تا انسان وادى ظلمانى عصيان را پشت‏سر بگذارد و به سر منزل نور و رحمت و صفات والاى انسانيت‏برسد.

به هر حال، در بحث «توبه‏» مسائل زيادى مطرح است كه اهم آنها،امور زير است:

1- حقيقت توبه

2- وجوب توبه

3- عموميت توبه

4- اركان توبه

5- قبولى توبه عقلى است‏يا نقلى

6- تبعيض در توبه

7- دوام توبه

8- مراتب توبه

9- آثار و بركات توبه
BashgaheDoosti

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

  RSS 2.0